بیانیه دانشجویان سوسیالیست به مناسبت اول مهر و آغاز سال تحصیلی جدید
حوادث چند سال اخیر به روشنی نشان داده است که جوانان معضل استراتژیک رژیم حاکم هستند و رژیم حاکم مانع نخستین نسل جوان در مسیر نیل به سعادت و بهروزی فردی و اجتماعی است . رژیم حاکم پیوستن به خیل عظیم بیکاران را به آینده محتوم بخش عمده جوانان تبدیل کرده است . آنها را در منگنه زندگی جهنمی در " حال " و ابهام و سرگردانی در " آینده " گرفتار آورده است . اعتیاد ، خود کشی ، تن فروشی ، تکدی گری ... واسطه هایی هستند که این حال را در چارچوب مناسبات سرمایه دارانه نامتعارف و خود- ویژه رژیم اسلامی به آن آینده پیوند می زنند . خانواده های این جوانان که غالبا متعلق به اقشار کارگر و زحمتکش جامعه هستند در چنبره فلاکت تمام عیار اقتصادی - که در ماههای اخیر به اوج خود رسیده است - گرفتار آمده اند . در عرصه سیاسی در چند ماه اخیر با سرکوب و تعرض گسترده حاکمیت و بالا رفتن آمار بازداشتها ، تعداد جلسات بی دادگاهها و اعدامیها و فشار فزاینده بر فعالین سیاسی و اجتماعی مواجه بوده ایم . در حیطه اجتماعی رژیم با طرحهای موسوم به " امنیت اجتماعی " و " مقابله با اراذل و اوباش " مستقیما جوانان را به عنوان نخستین قربانیان و متهمان نشانه گرفته است . در عرصه فرهنگی و در قرن بیست و یکم و در یک مورد واقعا کم سابقه ، هنوز مطالعه آزاد ، معاشرت و و دوستی با جنس مخالف ، هنرورزی و هنردوستی ، ورزش کردن و حتی انتخاب آزادانه خوردنیها و نوشیدنیها و به طور خلاصه بهره بردن از یک زندگی و مدنیت عرفی و نرمال ممنوع و یا نیمه ممنوع است و باید در خفا دنبال شود . آپارتاید جنسی وسیع و سیستماتیک ، زن را در معرض تبدیل به عضو درجه سوم و چهارم جامعه قرار داده است . این تصویری فشرده از زندگی جوانان در بطن مناسبات سرمایه دارانه موجود در یک کشور توسعه نیافته و جهان سومی است . سرمایه داری اسلامی - ایرانی حاکم جیب جوان و خانواده اش را خالی می کند و ستون از زیر سقف معیشت آنها می کشد ، در جامعه از او با باتوم " امنیت " استقبال می کند ، در تلاش برای تبدیل نیمی از آنان به برده جنسی است و آنان را در باتلاقی از شیزو فرنی فرهنگی غوطه ور ساخته است .
اینها زمینه های عینی اعتراض نسل جوان را شکل می دهند . زمینه های عینی ای که در چارچوب مناسبات حاکم نابود شدنی نیست و با نقشه و برنامه و طرحها و استراتژیهای امنیتی رفع نمی شود . بستن دهانه آتشفشانهای اعتراض حتی با شفته خون وباروت نیز میسر نیست . این نسل و یا بخشی از آن ، آنگاه که به اعتراض روی آورد و به فکر راه چاره بیافتد و " آلترناتیو " های نیم جان و نیم بند بورژوایی ( لیبرالی و ناسیونالیستی ) را بنگرد که در گذشته و حال حیات و هستی خود را از حاکمان گدایی کرده و سر در آخور بزرگتر نظم موجود در ابعاد گوناگون آن داشته اند ، می تواند افق سوسیالیسم انقلابی را به عنوان مجرای اعتراض همه جانبه ، رادیکال و بی تخفیف خویش به همه زوایا ، همه جوانب و گوشه های نظم و وضعیت موجود برگزیند . این چنین است که سوسیالیسم می تواند در جامعه تعین بیابد ، محو ناشدنی باشد و به عنوان یک گزینه و انتخاب نسلی ظهور کند .
این روزها در آستانه آغاز سال تحصیلی جدید و بازگشایی مراکز آموزشی قرار داریم . دانشگاهها و جنبش دانشجویی همواره به عنوان جنبش پیشتاز اجتماعی و محل تجمع و تمرکز اقشاری با درجات آگاهی بالاتر از میان نسل جوان و حامل پتانسیل اعتراضی آن در سطح جامعه مطرح بوده اند . در سال 1357 ایران دارای 160 هزار دانشجو بود و اکنون 1 میلیون و پانصد هزار دانشجو در ایران وجود دارند که حکایت از افزایش وزن این جنبش در سطح جامعه دارد . در شرایط کنونی و با تشدید بحرانهای دولت کنونی در ابعاد اقتصادی ، اجتماعی و بین المللی تحولات جنبش دانشجویی - بمثابه یکی از اصلی ترین سنگرهای مقاومت - از اهمیت مضاعفی برخوردار می گردند . رژیم به شکلی برنامه ریزی شده و حساب شده و با اجرای طرحهایی نظیر " سهمیه بندی جنسیتی " ، ستاره دار کردن دانشجویان " ، " بومی سازی دانشگاهها " ، " مدیریت اسکان دانشجویان در خوابگاهها " و ... سعی در مقابله با جنبش دانشجویی و تضعیف آن را دارد که برخوردی متقابل و هوشیارانه و سجیده را طلب می کند . ما در اینجا از کانال مرور کوتاه و سریع بر برخی از تجارب و اتفاقاتی که در سال گذشته تحصیلی بر جنبش دانشجویی گذشت، سعی می کنیم به بخشی از چشم اندازها و چالشهای جنبش دانشجویی در سال تحصیلی جاری اشاره ای داشته باشیم :
1)
در آذر ماه سال تحصیلی گذشته ضربه ای سخت بر پیکر بخش چپ جنبش دانشجویی در دانشگاههای تهران از طرف دستگاههای امنیتی و سرکوبگر وارد آمد و طی آن دهها تن از فعالین چپ در دانشگاههای تهران و برخی شهرستانها توسط نهادهای امنیتی بازداشت شدند و تحت فشارها و شکنجه های گوناگون قرار گرفتند . چپ دانشجویی در تهران و در شرایطی حساس که بیش از پیش به حضور و تاثیر گذاری آن احساس نیاز می شد ، عقب نشینی گسترده ای را متحمل گردید . بعد از گذشت مدتی مشخص شد که فعالیتهای غیر منطقی و ابلهانه یک جریان فرقه ای ، آوانتوریست و اپورتونیست در چپ دانشجویی نقش مخربی در این رابطه ایفا نموده است . این مساله به مباحثاتی در داخل چپ دانشجویی منجر شد و برخی از ابعاد نظری و روش کار و فعالیت این گرایش مورد نقد قرار گرفت . البته این نقد هنوز ناتمام مانده است و باید وجوه و سطوح گوناگون مساله را در برگیرد و تا حصول نتایج اثباتی و عملی یعنی تا تثبیت یک راهبرد سوسیالیستی و سبک کار صحیح در جنبش دانشجویی ادامه یابد . به عبارت دیگر ، این نقد با منجر شدن به تحول در سطح عینی فعالیت در چپ دانشجویی فرجام می یابد . از سوی دیگر در شهرستانها شاهد شکل گیری و اعلام موجودیت محافل و هسته های گوناگون چپ حتی در بخش دانش آموزی ( در شهرهای تبریز و شیراز ) بودیم . در شرایط کنونی به نظر می رسد که مراکز ثقل اصلی و متشکل چپ دانشجویی حداقل به شکل موقت به شهرستانها منتقل شده است . نظر به اهمیت فعالیت در مرکز ، عدم وجود نماینده و سر سیاسی برای چپ دانشجویی در تهران خلاء عمده ای در امر بازسازی چپ دانشجویی است که می بایست هر چه سریعتر به رفع آن همت گمارد . بازسازی چپ دانشجویی باید حول دو مقوله استراتژی سوسیالیستی در جنبش دانشجویی و سبک کار انجام پذیرد .
2 )
در سال تحصیلی گذشته ما شاهد وقوع اعتصابات توده ای در چند مرکز دانشگاهی یعنی دانشگاهای شیراز ، سهند تبریز ، زنجان ، تربیت معلم کرج بودیم که با تجارب و موفقیتهای بدیع ، چشمگیر و قابل توجهی همراه بودند و الگوی بسیار مهمی را در اختیار فعالین جنبش دانشجویی قرار دادند . متاسفانه در زمان وقوع این اعتصابات چپ دانشجویی در شرایط رکود و عقب نشینی به سر می برد اما لازم است که فعالین چپ دانشجویی به جمع بندی راهبردی و اخذ نتایج راهگشا از این الگوها بپردازند و سعی کنند با استفاده از این اهرم ، راهبردی و سبک کاری موجود در جنبش دانشجویی را در هم شکنند . ما همانطور که در بیانیه ای تحت عنوان " بیانیه در مورد اعتراضات دانشگاه شیراز و بحثهای ایجاد شده در پیرامون آن " به لیبرالها و انجمن اسلامی چیهایی که قصد داشتند با تکیه بر صنفی بودن مطالبات دانشجویی لبه سیاسی و اعتراضی تحرکات دانشجویی را به نفع خود کند نمایند ، بر خصلت سیاسی جنبش دانشجویی تاکید کرده و از آن دفاع نمودیم ، در اسقبال از سبک کار و تاکتیک پردازی حول "اعتصابات دانشجویی توده ای " که در آن زمان دیگر تجربه اعتصابات موفق شیراز ، تبریز و کرج را پشت سر داشت بیانیه ای تحت عنوان " بیانیه پیرامون وضعیت کنونی جنبش دانشجویی و مباحت اخیر در چپ دانشجویی " صادر نمودیم و به استقبال از این الگو و سبک فعالیت رفته و سعی کردیم با توجه به این تجارب و تجارب دیگر در سطح ایران و جهان سکویی در جهت فائق آمدن بر مشکل استراتژی و سبک کار در جنبش دانشجویی بسازیم و پیشنهاداتی برای بحث و به آزمون عمل گذاشتن در این رابطه ارائه دادیم . ما در سال جدید تحصیلی بر پیگیری موارد بحث شده در آن بیانیه اصرار و تاکید داریم .
2-1 -
ما باردیگر تاکید می کنیم که برای فعلیت یافتن جنبش دانشجویی در معنای واقعی نیاز به بسیج و مشارکت توده های دانشجو می باشد و یکی از الزامات تحقق این امر عزیمت از منزلگاه مطالبات صنفی و خواسته های عمومی و روزمره دانشجویان و رهبری و نمایندگی کردن اعتراضات و تکاپوهای دانشجویان در راستای نیل به این دسته خواسته ها است که در شرایط کنونی و به دلیل وجود بحران اقتصادی هر روز بیش از پیش از سوی رژیم مورد اجحاف و نادیده انگاشتن قرار می گیرد . در این راستا سیاست شناخته شده و مسبوق به سابقه ( در جنبش سوسیالیستی ) " ورود " فعالین چپ به " تشکلهای زرد " برای برقراری ارتباط با بدنه دانشجویی می تواند به جای اینکه منجر به تکرار تجربه ناموفق و ناکام عضویت و فعالیت در قالب انجمنهای اسلامی گردد ، در مورد " شوراهای صنفی دانشجویی " و نهاد مشابه در مجتمعهای دانشگاهی اجرا گردد که علاوه بر اینکه بر خلاف انجمنهای اسلامی نهادهای ایدئولوژیک و سیاسی دارای پیوندهای عمیق و وثیق سیاسی و تاریخی با رژیم و دارای سابقه ای نکبت بار نیستند بلکه امکان دسترسی مستقیم و مناسبی به توده های دانشجو را فراهم می آورد روشن است که دسترسی و بسیج توده ای و اتکاء و پشت گرمی به آن بستر پیشبرد استراتژی سوسیالیستها در ادوار گوناگون تاریخی و جنبشهای مختلف اجتماعی بوده است . در شرایط کنونی و در بین نهادهای فعلا و واقعا وجود در سطح دانشگاهها هیچ نهادی بهتر از شورای صنفی و نهادهای مشابه و ویا وابسته قادر به تامین چنین هدفی نیست . شرکت کمونیستها در انتخابات شهرداریهای فرانسه و تشکیل شهرداریهای کمونیستی در فرانسه دهه 1930 سکوی پرتاب کمونیستها به اعماق جامعه گردید و بر بستر این نفوذ و پایگاه و اعتبار اجتماعی بود که امکان سازمان داد نهضت مقاومت ضد فاشیستی در سالهای بعد فراهم آمد .
2-2-
تاکتیک ورود به شوراهای صنفی دانشجویی در بستر یک چشم انداز انقلابی و رادیکال جایگاه درست و واقعی خود را می یابد . تجربه های تاریخی متعدد نشان می دهند که تحقق مطالبات بر حق دانشجویان آن گونه که ماده 6 " آیین نامه شورای صنفی دانشجویان دانشگاه و مراکز آموزش عالی " ( مصوب 30/7/1378 ) بیان می کند از طریق " همكاري با مسئولان واحد دانشگاهي در جهت بهبود ارائه خدمات به دانشجويان " میسر نیست بلکه در بستر مبارزه ای جمعی و تقابل با مسئولین دانشگاهی و وادار و مجبور ساختن آنها به تمکین در مقابل مطالبات دانشجویان به دست می آید . به راه انداختن اعتصاب توده ای در مجتمعهای دانشگاهی نظیر آنچه در شیراز و زنجان و تبریز و کرج شاهد بودیم یکی از روشهای مناسب برای پیشروی در چنین مسیری است و عرصه ای نیز برای اندوخته کردن تجارب و زبدگی سیاسی و اجتماعی و شکل گیری رهبران و شخصیتهای دانشجویی فراهم می آورد .
2-3-
حفظ و تثبیت دستاوردهای بالا جز از طریق متحقق ساختن و تعیین تکلیف با مطالبه عملی و اساسی " تشکل یابی " و " حق تشکل " میسر نیست . مبارزه در مسیر ایجاد تشکل توده ای دانشجویی نیاز به تلاشها و پیگیریهای عملی و علنی بسیار دارد . تجربه جنبش کارگری و رهبران علنی اش در سالهای اخیر الگوی مناسبی از نظر سبک کار و تبیین مواضع و سیاستها به زبان علنی و در عین حال حفظ پرنسیبها به دست داده است . در جمع بندی اتفاقات سال گذشته در چپ دانشجویی برخی از جریانات چپ فعالین دانشچویی چپ را به فعالیت یکسره مخفی فراخواندند . ما ضمن اینکه منکر اهمیت رسیدن به ترکیب مناسبی از فعالیت مخفی و علنی نیستیم ، اما بر این نکته پای می فشاریم که به راه انداختن یک جنبش توده ای دانشجویی در شرایط کنونی از وظایف سوسیالیستهاست و و یک تحرک توده ای و بزرگ دانشجویی بنا به تعریف نمی تواند مخفی باشد و تحرک توده ای بنا به تعریف علنی است . فرد یا جریانی که بر فعالیت تماما مخفی تکیه دارد ، در حقیقت راهبردی برای فعالیت جمعی تا برآمد موقعیت انقلابی را ندارد و در مقابل شرایط خلع سلاح شده است . تشکل یابی و تلاش در جهت سازمان دادن به تشکل توده ای دانشجویان بمثابه یکی از ابعاد مهم وحدت تئوری انقلابی و پراتیک انقلابی امروزه باید در راس فهرست وظایف فعالین سوسیالیست جنبش دانشجویی قرار گیرد .
2-4-
تماس با توده و بدنه دانشجو ، عزیمت از مطالبات صنفی و عمومی و نمایندگی و رهبری این دسته از مطالبات دانشجویان ، فعالیت در نهادهای موجود سازمان یافته حول مسایل صنفی ، در دستور کار قرار دادن مقوله تشکلهای توده ای دانشجویی و ... همگی در راستای بحرکت به سمت برقراری وضعیتی در جنبش دانشجویی و مجتمعهای دانشگاهی هستند که در ادبیات چپ در این زمینه به آن " قدرت دانشجویی " و " کنترل دانشجویی " اطلاق می شود که در پیوندی تنگاتنگ با راهبرد چپ در جنبش دانشجویی در شرایط غیر انقلابی قرار دارد .
3 )
در سال تحصیلی پیش معجون " لیبرالیسم رادیکال و سکولار " به تخمیر نهایی خود رسید و با پدیدار شدن گونه ای لیبرالیسم محافظه کار و ارتجاعی با محوریت مافیای اقتصادی " کارگزاران سازندگی " و باند هاشمی رفسنجانی آشکار گشت که مزاج بورژوازی ایران با هیچ نوع رادیکالیسم و سکولاریسمی سازگار نبوده و نخواهد بود و انشاءنویسیهای جمهوری خواهانه لیبرالهای رادیکال و سکولار بیشتر به کار همان گعده های دانشجویان لیبرال می آید تا طرح یک استراتژی سیاسی جدی برای بورژوازی و لیبرالیسم در ایران . شکل گیری این لیبرالیسم محافظه کار و ارتجاعی با تریبونی نظیر " شهروند امروز " که آیات " جامعه باز " را در مکاتیب علمای حوزه علمیه قم جستجو می کند و به تحریک نهادهای امنیتی علیه دانشجویان کمونیست مشغول است به ساده لوح ترین و خوش بین ترین افراد هم اثبات کرد که تاریخا از لیبرالیسم ایرانی جز چکمه بوسی استبداد و آستان بوسی ارتجاع انتظاری نمی توان داشت .
انجمنهای اسلامی و دفتر تحکیم وحدت در اعتراضات شیراز حضور خارجی نداشتند ، در کرج و تبریز در جایی دیده نشدند و در اعتراضات زنجان مطالبات دانشجویان را با حق بازکردن دکانشان در فضای دانشکده در مذاکره و " لابی " با مسئولان تاخت زدند . جریان " مدرن " و " دموکراسی خواه " تحکیم وحدت به دنبالچه دانشجویی " کارگزاران سازندگی " بدل شده است و اعضای شورای مرکزی اش در آستانه آغاز تحصیلی به محضر مراجع تقلید در قم شتافته اند . مجلس خبرگان و محل تجمع لیبرال ترین این جریان یعنی سازمان ادوار تحکیم وحدت نیز به استقبال از کاندیداتوری عبدالله نوری شنافته است . بدین ترتیب گرایشهای گوناگون این جریان نه ماه پیش از شروع انتخابات به کارناوال انتخاباتی رژیم پیوسته اند و این بدان معناست که در سال جدید مجددا برای تبدیل فضای دانشگاه به عرصه معرکه گیری انتخاباتی تلاش خواهند نمود و مطالبات دانشجویی مثل همیشه می تواند وجه المعامله توافقات آنها باجناحهای حکومت باشد . در سال تحصیلی جاری چپ دانشجویی باید از تبدیل دانشگاه به محل برگزاری این سیرک انتخاباتی جلوگیری نمایدو از این فرصت برای افشای بیشتر ماهیت واقعی جریان لیبرال و دفتر تحکیم وحدت در دانشگاه و منزوی ساختن آنها در سطح جنبش دانشجویی استفاده نماید .
زنده باد سوسیالسم
دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران
31 شهریور 1387
http://www.socialist-students.com/

دانشجویی به بار آورده است
مجموعه اعتراضات و مبارزاتی که تا
برگزار شد جمعی از این دانشجویان با سو استفاده از این مراسم که از پیش تر برنامه ریزی شده بود توانستند خود را با عنوان دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب مطرح کنند و به افکار عمومی طوری وانمود کردند که دانشجویان آزادی خواه و
تقاطع مسایل متعددی بدل گشته است و همین او را به
یک نماد و پرچم در جنبش کارگری و عرصه سیاست در ایران بدل نموده است . محمود صالحی به عنوان یک فعال چپ جنبش کارگری برای نخستین بار در سال 1374 به زندان افتاد . در سالهای 79-1378 دو ماه و نیم را در زندان به سر برد . در پاییز 1379 مدت 8 ماه زندانی بود . در سال 